خورشید که سر باز زد از تابیدن
درختی شدم
بی ریشه بی برگ
که نمی دانست
چگونه ایستاده است
زمان گذشت
تا بال های تو را دیدم
و هنوز حیرانم
چگونه یک پروانه
درختی را
نگاه داشته است...
درختی شدم
بی ریشه بی برگ
که نمی دانست
چگونه ایستاده است
زمان گذشت
تا بال های تو را دیدم
و هنوز حیرانم
چگونه یک پروانه
درختی را
نگاه داشته است...

|لینک دائم|
نوشته شده توسط فهیمه در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ و ساعت 9:21
