ميگه دوسم داري؟؟؟نميدونم چرا مدتهاست با اين دو تا كلمه مشكل دارم...شايدم با خود او مشكل دارم...فقط ميتونم سرمو تكون بدم كه آره...البته دروغ هم نميگم...دوسش دارم...
ميگه چند تا؟؟؟ميگم نميدونم...از من يه حدود ميخواد ولي من هيچ حدي ازش ندارم...راستشو بخواي تاحالا بهش فك نكردم...ميگه اگه بتوني بهش نمره بدي و نهايتش بيست باشه...
بهم بگو چقدر دوسم داري...صداي قلبمو ميتونستم راحت بشنوم...ميگم 21...ميگه ولي من 42 تا دوست دارم...حالا فهميدي چقدر دوست دارم...
ياد نازي ميوفتم...ميگه 1رو وقتي ضربدر 2 كني ميشه 2...خيلي فرق نميكنه...ولي 100رو كه ضربدر 2كني ميشه 200....
9ماه پيش اين موقع ...
نميدونم چرا اون شب تا چند ساعت سر سجاده نمازش اشك ريخت...نميدونم چطور تونست اينقدر آروم باشه...شايد چون آنرا كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است... ؟
خيلي چيزا رو نميدونم و خيلي چراهام به جواب رسيده...ولي حاصل اين 9ماه باهم بودن شادي و تلخي هاي زيادي بوده...
خدايا خيلي سخت شروع كردم...تنها دلگرميم اينه كه از اول همه چي رو به تو سپردم ...خودت كمكم كن... .
كجا به تو رسيدم
كه لحظه ديدني شد
كدوم ترانه خوندم
كه شب شنيدني شد
كجا به تو رسيدم
تو اين مسير دشوار
كجا تو رو شنيدم
براي اولين بار
كجا به تو رسيدم
كجاي اين صداها
كجاي اين دقايق
كجاي اين كجاها
يه تكه ابر تنها
تو باغ آسمونم
نه از تو بي نصيبم
نه از تو بي نشونم
به تو رسيدم از آب
به تو رسيدم از سنگ
كجا تو خونه داري
كجاي اين دل تنگ
كجا به تو رسيدم
به اين همه تماشا
به لاله هاي خاموش
به ياس هاي زيبا
پ.ن:ضميرها بيش از 2 نفر هستن... .


