تبليغاتX
دلنوشته های فهیمه ::
21 ها هم خاطره می شود... ! 

 ميگه دوسم داري؟؟؟نميدونم چرا مدتهاست با اين دو تا كلمه مشكل دارم...شايدم با خود او مشكل دارم...فقط ميتونم سرمو تكون بدم كه آره...البته دروغ هم نميگم...دوسش دارم...

ميگه چند تا؟؟؟ميگم نميدونم...از من يه حدود ميخواد ولي من هيچ حدي ازش ندارم...راستشو بخواي تاحالا بهش فك نكردم...ميگه اگه بتوني بهش نمره بدي و نهايتش بيست باشه...

بهم بگو چقدر دوسم داري...صداي قلبمو ميتونستم راحت بشنوم...ميگم 21...ميگه ولي من 42 تا دوست دارم...حالا فهميدي چقدر دوست دارم...

ياد نازي ميوفتم...ميگه 1رو وقتي ضربدر 2 كني ميشه 2...خيلي فرق نميكنه...ولي 100رو كه ضربدر 2كني ميشه 200....

9ماه پيش اين موقع ...

نميدونم چرا اون شب تا چند ساعت سر سجاده نمازش اشك ريخت...نميدونم چطور تونست اينقدر آروم باشه...شايد چون آنرا كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است... ؟

خيلي چيزا رو نميدونم و خيلي چراهام به جواب رسيده...ولي حاصل اين 9ماه باهم بودن شادي و تلخي هاي زيادي بوده...

خدايا خيلي سخت شروع كردم...تنها دلگرميم اينه كه از اول همه چي رو به تو سپردم ...خودت كمكم كن... .

 

كجا به تو رسيدم

كه لحظه ديدني شد

كدوم ترانه خوندم

كه شب شنيدني شد

كجا به تو رسيدم

تو اين مسير دشوار

كجا تو رو شنيدم

براي اولين بار

كجا به تو رسيدم

كجاي اين صداها

كجاي اين دقايق

كجاي اين كجاها

يه تكه ابر تنها

تو باغ آسمونم

نه از تو بي نصيبم

نه از تو بي نشونم

به تو رسيدم از آب

به تو رسيدم از سنگ

كجا تو خونه داري

كجاي اين دل تنگ

كجا به تو رسيدم

به اين همه تماشا

به لاله هاي خاموش

به ياس هاي زيبا

 

پ.ن:ضميرها بيش از 2 نفر هستن... .

|لینک دائم|
نوشته شده توسط فهیمه در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 22:18
مرد من روزت مبارک... 
تمام هستی ام را برگی کن!

بر درختی بیاویز!

خودت باد شو!

بر من بوز!

به زمینم بیانداز!                                                                          

خدا که شدی و از من گذر کردی ...

خیالم راحت می شود

جای پای تو، مرا

و همه هستی مرا

تقدیس می کند!

                                                          

|لینک دائم|
نوشته شده توسط فهیمه در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 و ساعت 19:49
 

اگر روزي دشمن پيدا كردي بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي...

اگر روزي تهديدت كردن بدان در برابرت ناتوانند...

اگر روزي خيانت ديدي بدان قيمتت بالاست...

اگر روزي تركت كردن بدان با تو بودن لياقت مي خواهد... .

 

پ.ن1...اوني كه بايد بفهمه اينجا رو نمي خونه...

پ ن2 چه كسي ميخواهد منو تو ما نشويم...خانه اش ويران باد...

پ ن3 ميگه دوست دارم...اين پستو (همون كه بود و الان نيست)ثبت موقتش كن...دوست داشتن حرمت داره... !

|لینک دائم|
نوشته شده توسط فهیمه در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 21:44