این قافله عمر عجب میگذرد...
هميشه از خدا ميخواستم روز تولدم بارون بياد...شايد چون بارون رو خيلي دوس دارم...حتي اگه شده به اندازه چند قطره...كه فقط خودم بفهمم....
واي كه ديروز چه باروني اومد... عجب هديه اي خدا بهم داد!!!"حدس علتش راز ميمونه"
روزي1000بار ميگم خدايا شكر... .
|لینک دائم|
نوشته شده توسط فهیمه در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 10:18

